تبليغاتX
خودرو

خودرو

مديريت زنجيره تأمين تجارت الکترونيک

مقدمه

در دهه هاي 60 و 70 ميلادي، سازمانها جهت افزايش توان رقابتي خود تلاش مي کردند تا با استانداردسازي و بهبود فرآيندهاي داخلي خود، محصولي با کيفيت تر و هزينه کمنر توليد کنند. در آن زمان تفکر غالب اين بود که مهندسي و طراحي قوي و نيز عمليات توليد منسجم و هماهنگ، پيش نياز دستيابي به خواسته هاي بازار و در نتيجه کسب مهم بازار بيشتري ميباشد. لذا سازمانها تلاش خود را بر افزايش کارايي معطوف مي کردند.

در دهه 80 ميلادي، با افزايش تنوع در الگوهاي مورد انتظار مشتريان، سازمانها به طور فزاينده هاي به افزايش انعطاف پذيري در خطوط توليد و توسعه محصولات جديد براي ارضاي نيازهاي مشتريان علاقه مند شدند.

در دهه 90 ميلادي، به همراه بهبود در فرآيندهاي توليد و بکارگيري الگوهاي مهندسي مجدد، مديران بسياري از صنايع دريافتند که براي ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرآيندهاي داخلي و انعطاف پذيري در توانايي هاي شرکت کافي نيست، بلکه تأمين کنندگان قطعات و مواد نيز بايد موادي با بهترين کيفيت و کمترين هزينه توليد کنند و توزيع کنندگان محصولات نيز با سياستهاي توسعه بازار توليد کننده داشته باشند. با چنين نگرشي رويکردهاي زنجيره تأمين و مديريت آنپا به عرصه وجود نهاد. از طرف ديگر با توسعه سريع تکنولوژي اطلاعات در سالهاي اخير و کاربرد وسيع آن در مديريت زنجيره تأمين بسياري از فعاليتهاي اساسي مديريت زنجيره با روش هاي جديد در حال انجام است.

 

تعريف مديريت زنجيره تأمين[1] (SCM)

زنجيره تأمين زنجيره اي است که همه فعاليتهاي مرتبط با جريان کالا و تبديل مواد، از مرحله تهيه ماده اوليه تا مرحله تحويل کالاي نهايي به مصرف کننده را شامل مي شود. در ارتباط با جريان کالا دو جريان ديگر که يکي جريان اطلاعات و ديگري جريان منابع مالي و اعتبارات ميباشد نيز حضور دارد.

مديريت زنجيره تأمين عبارتست از فرآيند يکپارچه سازي فعاليتهاي زنجيره تأمين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آن، از طريق بهبود روابط در زنجيره، جهت دستيابي به مزيت رقابتي قابل اتکا و بلند مدت.

 

تجارت الکترونيک[2]

تجارت الکترونيک، به مفهوم کلي بکارگيري تکنولوژي هاي جديد براي برقراري ارتباطات
زنجيره اي بين سازندگان، فروشندگان، عرضه کنندگان و به طور کلي ارائه دهندگان کالا و خدمات از يک سو و خريدار، مصرف کننده و يا بطور کلي مشتري از سوي ديگر، به منظور اتخاذ تصميمهاي بهتر، بهينه سازي کالا و خدمات، کاهش هزينه ها و گشودن کانال هاي جديد ميباشد.

E-Commerce به هر شکلي از نقل و انتقالات در تجارت اطلاق مي شود که در آن طرفين بيشتر از طريق الکترونيکي تا از طريق نقل و انتقالات فيزيکي با ارتباط مستقيم فيزيکي در تماس هستند.

همانطور که از تعاريف بدست مي آيد E-business يک سطح بالاتر از E-Commerce است يا به عبارتي E-Commerce يک جزء بنيادي از E-business به حساب مي آيد.

 

انواع مختلف تجارت الکترونيکي

با توجه به اينکه تجارت الکترونيکي يک تکنيک براي مبادله اطلاعات تجاري از طريق اينترنت ميباشد مي تواند از طريق هر يک از حالات زير انجام پذيرد.

1- بنگاه با بنگاه (B2B)[3] : در اين حالت دو يا چند شرکت به معامله و ارتباط با يکديگر مبادرت مي کنند.

2- بنگاه با مشتري (B2C)[4] : در اين حالت شرکت با مشتريان نهايي ارتباط ايجاد مي کند.

3- بنگاه با کارکنان (B2E)[5] : در اين حالت سازمان با کارکنانش ارتباط و همکاري ايجاد مي کند.

4- دولت با بنگاه (G2B)[6] : در اين حالت دولت از طريق شبکه هاي الکترونيکي با شرکت ها ارتباط برقرار مي کند.

اما به طور کلي در محيط تجارت الکترونيکي عمدتاً از دو عبارت B2B و B2C به منظور بيان مدل تجاري يک سازمان استفاده مي شود.

 

کاربرد تجاري الکترونيک در مديريت زنجيره تأمين

کاربردهاي تجارت الکترونيکي با انتقال الکترونيکي وجوه (EFT) آغاز شد. در ابتدا اين کاربري ها محدود به شرکت هاي بزرگ بود. سپس با استفاده از مبادله الکترونيکي داده ها (EDI) کاربرد آن افزايش يافت و به ساير انواع مبادله نيز گسترش پيدا کرد. در ابتداي دهه 1990 با تجاري شدن کاربري هاي اينترنت و ورود صفحات وب، کاربردهاي EC به شدت افزايش و وسعت يافت. کاربري هاي تجارت الکترونيک به چهار گروه بزرگ در زمينه هاي افراد، مسايل عمومي و دولتي، بازاريابي و تبليغات و نيز زنجيره تأمين تقسيم مي شود.

تجارت الکترونيک در مديريت زنجيره تأمين، تعاملات بين عناصر زنجيره تأمين را پوشش داده و علاوه بر تحت پوشش قرار دادن فرآيندهاي خريد و فروش بين اين عناصر، موارد ذيل را
در بر ميگيرد.

1- تعاملات فروشندگان- تأمين کنندگان:

تجارت الکترونيکي در مفهوم گسترده تر خود تنها شامل خريد و فروش نمي شود بلکه ارائه خدمات به مشتريان، همکاري و مشارکت بين شرکتهاي همکار و تعاملات افراد را از طريق شبکه هاي الکترونيکي در بر مي گيرد. به عنوان مثال فروشگاههاي بزرگي همچون وال مابرت با تأمين کنندگان عمده کالاي خود، در زمينه برنامه ريزي و کنترل موجودي و نيز پيش بيني تقاضاي بازار همکاري مي کنند.

2- تعاملات طراحي محصول: کليه گروههايي که درگير طراحي محصول بخصوصي هستند، اطلاعات خود را به شراکت گذارده و از ابزارهاي خاصي استفاده مي کنند. به عنوان مثال طراحان مختلف در مکانهاي مختلف به طور همزمان بر روي يک نقشه که در صفحه رايانه همگي موجود است کار مي کنند. به اين ترتيب تأمين کنندگان مي توانند به طرحهاي مورد نظر مشتريان، بطور مستقيم دسترسي داشته باشند. اطلاعات مربوط به طراحي هاي مختلف همچون اطلاعات مالي، BOM محصول و ... نيز به طور مشترک و با همکاري گروههاي طراح، توليد به روز مي شوند.

3- ساخت و توليد مشترک: توليد کنندگان، ساخت قطعات و عمليات هاي زير مونتاژ را به
تأمين کنندگان واگذار کرده و از طريق ارتباط رايانه هاي مشکلات مربوط به هماهنگي، جريان کار و ارتباطات را حل مي کنند. فرآيند منبع يابي نيز مي تواند با استفاده از همين ارتباط رايانه اي انجام شود. برخي از فعاليتهايي که نياز به هماهنگي دارند، از اين قرار است:

  • برنامه ريزي و زمان بندي توليد، مديريت ظرفيت، پيش بيني تقاضا، برنامه ريزي موجود
    و ...
  • طراحي: زينه هاي مکانيکي، تست و .. و نيز ايجاد تغييرات در طراحي محصول
  • اطلاعات محصول جديد: اعتبار سنجي طراحي، نمونه سازي، اعتبار سنجي محصول و
    تست آن
  • مديريت سفارشات: اخذ سفارش و طبقه بندي آن، برنامه ريزي تا تاريخ تحويل و ...
  • خريد و تدارکات: تعيين فروشندگان مواد، برگزاري مناقصه، انتخاب تأمين کننده،
    منبع يابي استراتژيک

مهمترين منافع تجارت الکترونيکي عبارتند از هموارسازي مديريت زنجيره تأمين، کاهش موجودي زنجيره، کاهش هزينه هاي عملياتي، افزايش رضايت مشتريان و بهبود امتياز رقابتي زنجيره.

با بکارگيري تکنولوژي اطلاعات در مديريت زنجيره تأمين مي توان ساختار جديدي براي زنجيره تأمين متصور شد.

همچنين بسياري از فرآيندهاي موجود (مثل فرآيند اخذ و انجام سفارش) در اين زنجيره نياز به بازنگري حذف و روکراسي و مکانيزه کردن زنجيره خواهد داشت.

يکي ديگر از ابزارهايي که تجارت الکترونيک در زمينه مديريت اطلاعات به عنوان بخشي از مديريت زنجيره تأمين ارائه مي کند، سيستم هاي برنامه ريزي پيشرفته (APS) مي باشد.

APS ها برنامه هاي نرم افزاري هستند که از داده هاي سيستم هاي ديگر که سازمانها جهت نشان دادن وضعيت توليد و موجودي خود بکار مي برند استفاده مي کنند و تلاش مي کنند تا بهترين مجموعه اقدام را براي سازمان، شناسايي و ارائه کنند. با بکارگيري APS در زنجيره تأمين مي توان به برنامه ريزي هماهنگ و جامع در زمينه هاي توليد و موجودي پرداخت. بگونه اي که اطلاعات مربوط به وضعيت توليد موجودي کليه شرکا در اختيار برنامه قرار داده شود و با در نظر گرفتن کليه مسائل بهترين برنامه تهيه مي شود. هدف APS ، کاهش زمان انتظار سفارش و کاهش سطح موجودي، به همراه افزايش ظرفيت مفيد و هماهنگي مي باشد. لذا سيستم APS بايد به تمام اطلاعات سودمند دسترسي داشته باشد تا قادر به انجام چنين کاري شود. يک APS مي تواند هماهنگي و يکپارچگي زنجيره تأمين را تسهيل کند و مي تواند اطلاعات مربوط به ظرفيت تأمين کنندگان و نيز ساير محدوديت ها را بکار گرفته و در تصميم سازي دخالت دهد. همچنين اطلاعات مربوط به سيستم حمل و نقل در زنجيره را بکار خواهد بست تا تضمين کند که برنامه توزيع و تحويل به هم نمي خورد. APS همچنين محدوديت هاي ظرفيت و اهداف مالي را در فرآيندهاي برنامه ريزي دخالت مي دهد.

بطور کلي منافع تجارت الکترونيک را مي توان در جدول شماره 1 مشاهده نمود.

 

منافع براي مصرف کننده

فرصت ها براي عرضه کننده

انتخاب جهاني

حضور جهاني

کيفيت خدمات

رقابت پيشرفته

محصولات و خدمات انحصاري شده

مخاطبان بيشتر

پاسخگويي سريع به نيازها

زنجيره عرضه کوتاه مي شود

کاهش قيمت محصولات و خدمات

صرفه جويي در هزينه ها

 

از نگاه برخي ديگر منافع تجارت الکترونيک عبارتند از:

  • افزايش رقابت
  • سهولت ارتباطات
  • افزايش روش
  • کاهش هزينه ها (حداقل 10%)

فوايدي که در بالا ذکر شد. عمدتاً به عرضه کنندگان و به فروشندگاه باز مي گردند و ليکن ميتوان فوايدي را نيز براي مشتريان ذکر نمود، که ذيلاً به برخي از آنها اشاره مي شود.

 

  • افزايش قابل توجه اطلاعات
  • از بين بردن مرزهاي زماني، مکاني، بازتابي و غيره
  • خريد آسان
  • فروش رقابتي
  • تعديل قدرت بين فروشنده و خريدار جهت تقويت قدرت مشتري

 

 

1) Frededall-Hill, Basis of Supply Chain Management, The St.lucie  Press/Appics Serries, USA, 2001.

2)

3) Hand Field, R.b., Nichols, E.L., Introduction to Supply Chain management, Prentice Hall, 1999.



[1] - Supply Chain Management

[2] - E-business

[3] - Business to

[4] - Business to Customer

[5] - Business to Employees

[6] - Gove

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 9:55  توسط عباد قوامی  | 

بررسی بهینه کاوی مدیریت زنجیره تأمین (SCM) در شرکت های خودروساز و قطعه ساز (OEM)

بررسی  بهینه کاوی مدیریت زنجیره تأمین (SCM)

در

شرکت های خودروساز و قطعه ساز (OEM)

 

 

سید عباد برادران قوامی
کارشناس مهندسی مکانیک

شرکت توسعه فن آوری تهران

 

امروزه مدیریت زنجیره تامین (SCM) و بهینه کاوی ، به عنوان دو ابزار مفید جهت افزایش کارآیی و رقابت پذیری شرکت ها ، بسیار مورد توجه قرار گرفته اند . در این مقاله سعی در تلفیق این دو مبحث به صورت بهینه کاوی مدیریت زنجیره تامین داریم. بدین منظور راهکارهایی همانند مدل "مرجع عملیات زنجیره تامین" (SCOR) و غیره برای یافتن شرکت های دارای SCM برتر بیان شده  و سپس به چگونگی بهینه کاوی این شرکت ها و عملکردهایی که می بایست مورد بررسی قرار گیرند ، پرداخته شده . بدین ترتیب ، روشی کاربردی و عملی برای این کار بیان شده است که به دلیل وجود نیاز روز افزون به اینچنین بررسی هایی در صنایع خودرویی کشور ، امکان استفاده از آن و تکمیل این بررسی وجود خواهد داشت.

 

 

 مقدمه

امروزه رقابت تنگاتنگ موجود بین شرکت خودروسازی جهان، انها را به سوی انجام مدیریت زنجیره تأمین توسعه یافته، رهنمون می نماید. در عین حال بهینه کاوی یا الگوبرداری نیز، یکی از ابزارهای مفید موجود برای افزایش کارآیی در شرکت ها و در نتیجه افزایش توان رقابتی می باشد. با تلفیق این دو ابزار سودمند می توان نتایج مفید و ارزشمندی به دست آورد. به این منظور در اینجا به بررسی و چگونگی انجام عملی بهینه کاوی مدیریت زنجیره تأمین [1](SCM) در شرکت های خودروساز و قطعه ساز (OEM)[2] می پردازیم.

شرکت های OEM خودروساز را به 4 گروه اصلی، طبقه بندی می کنیم.

1-     خودروهای سواری و عموی

2-     تراکتورها

3-     کامیون ها

4-     وسایل نقلیه دو چرخ

شرکت های قطعه ساز نیز به صورت زیر طبقه بندی می شوند:

1-     اجزاء موتور

2-     انتقال قدرت

3-     برقی

4-     قطعات و لوازم دیگر

مقیاس های موجود برای بهینه کاوی را نیز در 4 گروه اصلی زیر دسته بندی می کنیم:

1-     مقیاس های زمان چرخه (Cycle time)

2-     مقیاس های هزینه (Cost)

3-     مقیاس های کیفیت سرویس

4-     مقیاس های موجودی (Assest)

عملکردها و راهکارهایی را که ، این شرکت ها در حوزه های مختلف دنبال می کنند ، نیز بررسی می نماییم.

ابتدا به تعریف مقیاس های مورد استفاده می پردازیم، سپس مقادیر BIC آنها را عنوان می کنیم. به این ترتیب کافی است به شرکت های مختلف مراجعه کرده، مقیاس های موجود در آنها را ارزش گذاری کنیم، سپس مشخص می نماییم که در هر بخش چه شرکت هایی بهترین عملکرد را دارند و در نهایت با انتخاب آنها به عنوان رقیب بهینه کاوی، به بررسی عملکردها و راهکارهای مورد استفاده آنها در بخش های گفته شده در قبل ، می پردازیم.

 

مقیاس ها

همانگونه که قبلاً عنوان شد، مقیاس ها را به 4 دسته اصلی تقسیم بندی نمودیم. حال به تعریف مقیاس های موجودی در این گروه ها می پردازیم.

 

1- زمان چرخ (Cycle time)

·    زمان تدارکات: تعداد روزهایی که از زمان سفارش تولید کننده به تامین کننده ، تا زمانیکه مواد را واقعاً دریافت می کند، می گذرد.

·    زمان چرخه تولید: تعداد روزهایی که مابین وصول یک تقاضا از مشتری و تکمیل تولید آماده برای تحویل به مشتری، وجود دارد.

·         زمان تحویل: تعداد روزهایی که مابین ترک یک محموله از تولید کننده تا رسیدن به محل مشتری، وجود دارد.

·    زمان چرخه کل: تعداد روزهایی که مابین رسیدن یک سفارش از مشتری تا زمان پرداخت پول توسط مشتری، وجود دارد.

·    انعطاف پذیری چرخه تأمین: به قابلیت تولید کننده در برابر افزایش ناگهانی تقاضا دلالت دارد و معمولاً به صورت درصدی از سفارش اصلی بیان می شود.

·    زمان چرخه نمد نقد به نقد: به تعداد روزهای مابین پرداخت پول به تأمین کننده در ازای مواد خام و پول پرداخت شده توسط مشتری برای محصول نهایی، اشاره می کند. که با افزودن روزهای موجود برای تأمین به روزهای عقب افتادن فروش و تفریق کردن دوره پرداخت میانگین برای موادف محاسبه می شود.

2- هزینه (Cost)

·    هزینه حمل و نقل به داخل (in-bound): هزینه متحمل شده در قبال حمل و نقل مواد اولیه از تأمین کننده که به صورت درصدی از هزینه تولید کل بیان می شود.

·    هزینه حمل و نقل به خارج (out-bound): هزینه حمل و نقل محصولات تکمیل شده به توزیع کننده ،  نمایندگی فروش و غیره است که به صورت درصدی از فروش کل بیان میشود.

·    هزینه انبارداری: هزینه فعالیت نگهداری، دریافت کردن و انبار کردن محصولات تکمیل شده که به صورت درصدی از فروش کل بیان می شود.

·    هزینه نگهداری موجودی: هزینه نگهداشتن موجودی روی دست مانده است که به صورت درصدی از فروش کل بیان می شود.

·    هزینه آسیب ها و خرابی ها: هزینه آسیب ها و خرابی های ایجاد شده در حین حمل و نقل می باشد و به صورت درصدی از فروش کل بیان می شود.

·         هزینه های دیگر: هزینه هایی شامل بیمه و ... می باشد.

·    هزینه موجودی برگشتی: هزینه های ایجاد شده به دلیل نگهداری موجودی برگشتی، به هر یک از دلایل تعمیر، دوباره رنگ کاری و از مدل خارج شدن و ...

·         هزینه فرآیند برگشتی: هزینه فرآیند تعمیر، دوباره رنگ کاری و ...

·    هزینه زنجریه تأمین کل: کل مجمع هزینه حمل و نقل به داخل و خارج و انبارش و نگهداری موجودی، آسیب های حمل و نقل و دیگر آسیب ها

3- کیفیت/ خدمات

·         درصد تحویل های به هنگام: درصد دفعات تحویل محصولات به دفعات متعهد شده.

·         درصد تأمین تولید به تعداد سفارش: مقدار سفارش حمل شده در محموله اولیه در برابر مقدار تمام سفارشات.

·         درصد تأمین کیفیت مورد نظر: درصد دفعاتی که محصولات در کیفیت مورد نظر به مشتری تحویل داده شده است.

4- موجودی

·    گزارش کار موجودی: تعداد دفعاتی که موجودی در حین یک دوره حساب پس دادن، خریداری، فروخته و جایگزین شده است.

·         هزینه نگهداری موجودی مواد خام: هزینه نگهداری مواد خام در دست مانده.

·         هزینه نگهداری موجودی در حین کار: هزینه نگهداری موادی که فعلاً برای تولید استفاده می شوند و در دست مانده.

·         موجودی محصولات تکمیل شده: هزینه نگهداری مواد تکمیل شده، در دست مانده.

 

مدل "مرجع عملیات های زنجیره تامین"(SCOR)

این مدل توسط "مجمع زنجیره تامین" (SCC)[3] ایجاد شده است . این مدل ، مدلی مرجع بوده و در آن فرمول های ریاضی SCM و روش بهینه برای حل یك مساله ارایه نشده است. در عوض ، در آن واژگان و فرآیندهایی استاندارد شده اند كه تشریح كلی یك زنجیره تامین را امكان پذیر كرده اند .این مدل به گونه ای فرآیندهای مرتبط با SCM را استاندارد می كند كه یك زنجیره تامین از تامین كنندگانِ تامین كنندگان تا مشتریانِ مشتریان مدل شود. فرآیندهایی همچون فعل و انفعالات مشتری و بازار و مبادلات فیزیكی مواد در آن پشتیبانی می شوند. و فروش و بازاریابی ، توسعه محصول ، تحقیق و توسعه و پشتیبانی مشتری پس از تحویل در مدل SCOR مورد توجه نیستند. در اینجا ما از قسمتهایی از این مدل برای ارزیابی زنجیره تامین در شركت های خودرو سازی استفاده می كنیم.

 

  

مقادیر BIC[4] گروههای مختلف برای شاخص های تعریف شده

در جدول 1 ، مقادیر BIC شاخص های تعریف شده برای 4 گروه اصلی خودروسازها آورده شده است.

 

شاخص

واحد

سواری

تراکتور

کامیون

خودروهای دوچرخ

زمان چرخه

زمان تدارکات

روز

1.0

3.0

7.0

3.0

زمان چرخه تولید

روز

1.0

2.0

10.0

3.0

زمان تحویل

روز

1.0

3.0

3.0

2.0

زمان چرخه کل

روز

10.0

15.0

15.0

10.0

زمان نقد به نقد

روز

13.0

30.0

45.0

20.0

انعطاف پذیری چرخه تامین

روز

30.0

50.0

20.0

25.0

هزینه

هزینه زنجیره تامین کل

% فروش

3.0

1.5

9.5

4.0

هزینه حمل و نقل به داخل

% هزینه زنجیره تامین کل

0.8

1.0

2.0

2.0

هزینه حمل و نقل به خارج

% هزینه زنجیره تامین کل

1.0

0.3

3.0

1.0

هزینه انبارداری

% هزینه زنجیره تامین کل

0.5

0.3

2.0

1.0

هزینه نگهداری موجودی

% هزینه زنجیره تامین کل

0.7

0.5

2.0

0.5

کیفیت

تحویل به هنگام

%

100

99.0

100

100

تامین تولید به تعداد سفارش

%

100

100

100

100

تامین کیفیت مورد نظر

%

100

100

100

100

موجودی

نگهداری موجودی مواد خام

روز

1.0

5.0

5.0

10.0

نگهداری موجودی در حین کار

روز

1.0

3.0

5.0

1.0

نگهداری موجودی محصولات تکمیل شده

روز

1.0

1.0

3.0

1.0

گردش کار موجودی

-

48.0

13.0

20.0

13.0

جدول 1 – مقادیر  BIC برای شاخص های اصلی در شرکت های خودرو ساز

 

 با بررسی ، مقادیر به دست آمده برای شرکت های مختلف و مقایسه آن با مقادیر BIC ، سه شرکت برتر در هر یک از گروههای اصلی شاخص ها را تعیین می کنیم. برای این منظور در هر بخش ، شرکتهایی که بیشترین میزان حضور در بین سه شرکت برتر را در مورد پارامترهای مختلف دارند ، به عنوان شرکت های برتر آن بخش معرفی می نماییم.

حال به بهینه کاوی عملکردها و راهکارهای انجام شده در داخل این شرکت ها می پردازیم. برای این منظور ، عملکردها و راهکارهای موجود در شرکتهای خودروسازی و قطعه سازی (OEM) را در بخش های مختلف زیر بررسی می نماییم.

·    استراتژی : برون منبع یابی فعالیت های غیر اصلی – یکپارچه سازی فرآیندهای SCM – بهینه کاوی کارآیی SCM – اندازه گیری کارآیی SCM SCM  در کسب و کار

·    بازاریابی : اندازه گیری خدمات مشتری – برنامه ریزی تقاضا – ابزارهای پیش بینی پیشرفته – استراتژی تعویقی – استراتژی کشش

·    تدارکات : درجه بندی فروشنده – فروشنده های مجاز – ملاقات سالیانه با فروشنده – موجودی گردانده شده توسط مشتری – تامین کننده های JIT[5] – متضمن بودن تامین کننده پیشین – سیستم های MRP[6] – روابط تامین کننده استراتژیک – منبع یابی کلی – منبع یابی منفرد – تدارکات الکترونیکی- استاندارد سازی قطعات مشابه – تولید قراردادی – قیمت گذاری هدف – روابط پایه تامین کننده ها – خرید انبوه – مزایده برگشتی

·         تولید : نگهداری پیشگیرانه – طراحی محصول – کاهش زمان Set Up – تکنولوژی گروهی – تولید ناب

·    کیفیت : ابزارهای بهبود کیفیت (QIT)[7] – مدیریت کیفیت جامع (TQM)[8] – گواهی IS/QS/TS – کنتری کیفیت آماری – بهبود کیفیت فروشنده ها -  آنالیز حالت بالقوه خرابی (FMEA)[9] QFD – شش سیگما – کایزن

·    لجستیک : کنتری موجودی – لجستیک منبع خارجی – حمل و نقل -  انبارداری و انبارش – سیستم ردیابی – لجستیک کلی – لجستیک الکترونیک – لجستیک معکوس

·    تکنولوژی اطلاعات : سیستم های ERP[10] CAD/CAM – تکنولوژی WEB – انتقال وجه و سرمایه به صورت داده های الکترونیکی- نرم افزار SCM – بار کد – نرم افزار CRM[11] – سیتم موقعیت یابی کلی – سیستم مدیریت انبار

اکثر شرکت های موفق موارد زیر را بیشتر مد نظر دارند .

به عنوان یک استراتزی کلی ، احتیاجات غیر هسته ای خود را منبع خارجی می کنند و فرآیندهای SCM خود را نیر تکمیل می نمایند .

در بازاریابی اندازه گیری سرویس مشتری و در نظر داشتن تقاضا را انجام می دهند. در تدارکات درجه بندی فروشنده را انجام داده و به فروشنده هایشان مجوز می دهند. در تولید نگهداری پیشگیرانه و طراحی محصول انجام می دهند. در زمینه کیفیت از ابزارهای بهبود کیفیت و TQM استفاده می کنند. در لجستیک نیز کنترل موجودی و سرویس هاس لجستیک منبع خارجی را اعمال می کنند و در تکنولوژی اطلاعات ، شرکت های BIC ازERP و CAD/CAM استفاده می کنند.

 

تحقیقات آتی :

با توجه به اینکه ، استفاده از این رویکرد در صنعت خودرویی کشور احساس می شوذ؛ انجام عملی آن به منظور بهینه کاوی مدیریت زنجیره تامین در کشور ،  پیشنهاد می شود .   

 

 

نتیجه گیری

در این مقاله راهکاری عملی برای بهینه کاوی مدیریت زنجیره تامین در شرکت های خودرو ساز ارایه شده است. به این منظور ، در ابتدا شرکت هایی را به منظور یافتن موارد برتر اتخاب می نماییم , سپس توسط ارزیابی آنها بر اساس مدل SCOR و مقایسه مقادیر به دست آمده برای شاخص های مختلف موجود در آن شرکت ها ، با مقادیر BIC ، بهترین شرکت را در هر بخش مشخص می نماییم . حال به بررسی عملکردهای اصلی انجام شده در این شرکت ها که موجب برتری آنها شده می پردازیم و به این ترتیب بهینه کاوی مناسبی از این شرکت ها به دست خواهیم آورد.

 

 منابع

 

1-      http://www.iimm.org/  ; "Benchmarking Survey on SCM Practices of Auto & Auto Ancillary" ; 2005

2-      http://www.supply-chain.org/ ; "Introduction to the 1997 Integrated  Supply-Chain Benchmarking Study" , PRTM , June-9-2000



[1] SCM : Supply Chain Management

[2] OEM : Original Equipment Manufacturer 

[3]  SCC : Supply Chain Council

[4]  BIC : Best In Class

[5]  JIT       : Just In Time

[6]  MRP    : Material Requirement Planning

[7]  QIT      : Quality Improvement Tools

[8]  TQM   : Total Quality Management

[9]  FMEA: Failure Mode Effects Analysis

[10]  ERP    : Enterprise Resource Planning

[11] CRM   : Customer Relationship Management

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 21:51  توسط عباد قوامی  | 

گونه بهينه كاوی كنيم ؟ چه چيزی را بهينه كاوی كنيم ؟

 چگونه بهينه كاوی كنيم ؟ چه چيزی را بهينه كاوی كنيم ؟

 

سيد عباد برادران قوامی
کارشناس مهندسی مکانیک
Ghavamy@Gmail.com

در اين مقاله پس از آشنایی مختصر با تاریخچه بهينه كاوی ، با اصول بنيادين آن آشنا شده و به صورت مرحله ای آماده پياده سازی آن می شويم.

در ابتدا به چگونگی طرح ريزی يك بهينه كاوی پرداخته و در مورد مقياس های كمی و كيفی ، و استفاده از آنها توضيحاتی داده شده ؛ در مراحل بعدی به صورت مرحله ای با روش انجام يك بهينه كاوی آشنا می شويم ، همانند تشخيص يك فعاليت مناسب براي بهينه كاوی ، تعيين يك رقيب براي بهينه كاوی ، چگونگی به دست آوردن اطلاعات ،  طرز جمع آوری اطلاعات ، موارد مهم در هنگام ملاقات و اينكه با اطلاعات به دست آمده چكار  كنيم . در انتها خواهيم آموخت كه ، چه چيزی را ، چگونه بهينه كاوی كنيم. 

 

 

 

 

 

مقدمه

بهینه كاوی یا الگوگزینی یكی از ابتكارات وابسته به مبحث كیفیت است كه اولین بار در كتابی از Robert Camp كه در مورد تجربیاتش در شركت Xerox بوده ،بيان شد و پس از آن مفهوم بهینه كاوی توجه مدیران را به عنوان یك روش برای افزایش دادن توانایی رقابت شركت ، به خود جلب نمود. ما نیز در زندگی روزمره از این روش استفاده می كنیم. ما حقوق خود را با افراد همانند خود و یا محصولات را با محصولات رقیب بهینه كاوی می كنیم. برای بهینه كاوی تعاریف مختلفی وجود دارد همانند" مقایسه محصولات شما با بهترین رقبا " و یا " جستجو برای یافتن بهترین الگوی صنعتی كه شما را به سوی راندمان و كارآیی بهتر هدایت خواهد كرد ".
فهمیدن اینكه شركت های دیگر چقدر كارآیی افزایش یافته داشته اند زیاد مشكل نیست لیكن فهمیدن اینكه چگونه این بهبود و افزایش ایجاد شده مهم است. یك مانع اساسی این است كه بسیاری از شركت ها تنها كارهایی كه انجام شده است را منتشر می كنند لیكن اینكه چگونه این تغییرات ایجاد شده است را بیان نمی كنند و به این ترتیب كار را برای رقبا سخت تر می كنند. در هر حال، بهینه كاوی یكی از مؤثرترین راهكارها برای ایجاد بهبود در شركت هاست و بایست در نظر داشت كه آن چیزی فراتر از یك گشت و گذار صنعتی است. بنابراین برای كاركرد صحیح و مؤثر آن می بایست محدوده كاری آن تعیین شود.

اصول اولیه بهینه كاوی عبارتند از :

1-  تعریف اصلاحاتی كه موجب افزایش رضایت مشتری می شوند به مؤثرترین روش. فرآیندهای فعلی خودتان را قبل از آنكه به روش های كاری جای دیگری نگاه كنید، مشخص نمایید.

2-     با توجه به خطرپذیری تعیین شده مشخص آن، یك فرآیند بهبود می بایست موفق تشخیص داده شود.

3-     اهداف انجام شدنی را بهینه كاوی نمایید.

پس از در نظر گرفتن اصول اولیه فوق، حال اصول پنج گانه اجرای بهینه كاوی را ذكر می كنیم :

1-     تشخیص موضوع مورد بررسی

2-     انتخاب اجراكننده و رقیب برتر

3-     جمع آوری و آنالیز اطلاعات

4-     تعیین اهداف اجرایی برای بهبود و اصلاح

5-     انجام دادن و تكمیل كردن برنامه ها و بررسی نتایج

چگونه یك بهینه كاوی را طرح ريزی كنیم ؟

با توجه به مطالب گفته شده، بهینه كاوی وابستگی زیادی به نوع محصول دارد. در هر حالت ما می توانیم مفهومی تحت عنوان " كلاس جهانی " را تعریف كنیم كه در كلاس محصولات شما بهترین نوعی است كه می تواند با محصول ، سرویس یا خدمات شما مقایسه شود. یك مثال ملموس در این مورد می تواند مقایسه محصولات تولیدی سایپا با تویوتا باشد. در هر حال، بدون وجود روشی برای سنجش یك محصول یا سرویسی در برابر رقیب كلاس جهانی، بهینه كاوی كاری بس دشوار است. از این رو، مفهوم تعریف كردن مقياس های كمی یا متغیرهای قابل اندازه گیری كه بتواند برای ارزیابی محصولاتمان از جنبه های مختلف در برابر یك رقیب استفاده شود، بوجود می آید. برخی از این متغیرها عبارتند از : قیمت ، زمان ، رضایت مشتری و خرابی ها .حالا ما ابزارهایی عملی و مفید برای كار داریم.

اگر در فكر خریدن یك خودروی جدید باشیم ، می توانیم قیمت واقعی یك خودروی مشخص ، تاریخچه عیوب و خلاصه ای از میزان رضایت افرادی كه آن مدل ویژه را خریداری كرده اند را بررسی نماییم . اگر یك تولید كننده خودرو باشیم ، می بایست این اطلاعات را از خودروهای بهترین در كلاس جهانی كه می خواهیم محصولاتمان با آن رقابت كنند ، جمع آوری كنیم. آنگاه با مسلح شدن به این اطلاعات می توانیم یك ارزیابی از مواردی كه می توانند موجب بهبود و اصلاح محصولاتمان شوند ، انجام دهیم. این تكنیك در حقیقت تنها چیزی است كه در چرخه بهبود و اصلاح ، بوسیله ژاپنیها در بهبود محصولات خودرویی آنها ، استفاده شده است.

بهبود كیفیت محتاج حل مسایل مختلف با استفاده از مقياس ها (Metrics) است. اینكه چرا یك رقیب كلاس جهانی بهتر از ما است؟ و یا چرا مشتریان ما ناراضی هستند؟ و چرا ما سهم بازار را از دست می دهیم؟

اینچنین سوالاتی بدون داده ها و آنالیزها ، نمی توانند جواب داده شوند و برای این منظور محتاج حل مساله هستیم. مقياس ها متغیر هایی هستند كه می توانند برای ارزیابی جنبه های مختلف كیفیت مورد استفاده قرار گیرند. ما از مقياس ها به این دلیل استفاده می كنیم كه احتیاج به یك اندازه گیری كمی داریم و این اندازه گیریها می توانند در حل مساله به وسیله تكنیك های كمی مورد استفاده قرار گیرند .

حل مساله می تواند به صورت كیفی و یا كمی انجام شود. حل مسایل كیفی مستلزم فهمیدن یك روش حل با استفاده از شاخص های كیفی همانند كم ، زیاد ، افزایش یابنده ، بدتر شونده و همانند آن است. در مقابل حل مسایل كمی مستلزم اندازه گیری دقیق مشخصاتی همانند این موارد است :
قیمت محصول 28.5% در طول 4 ماهه گذشته افزایش یافته و یا زمان مورد نیاز برای تولید یك قطعه مشخص 54.3 دقیقه است.

داده های كمی فراهم شده می توانند با استفاده از تكنیك های آماری به منظور مشخص كردن وضع یك فرآیند استفاده شوند. صنایع آمریكایی متكی به روش های آماری - به عنوان نمونه واضح SPC‌ - برای چندین دهه بوده اند. نكته ای را كه در اینجا می فهمیم این است كه ، هر چند این متدولوژی ها كمی هستند اما آنالیز و درك اینكه در یك فرآیند چه اتفاقی می افتد را امكان پذیر می سازند. برای مثال اگر فروش در یك محدوده زمانی از سال افزایش می یابد ، آنالیز آماری از داده های بدست آمده می تواند تعیین كند كه آیا این افزایش پایدار بوده و روند طبیعی دارد و یا اینكه اين تغییرات تنها یك نوسان آماری در طول زمان است. برای حل مسایل كیفی ، استفاده از ابزارهای متفاوتی پیشنهاد شده است . آقای Deming ابزارهای آماری ساده و جالبی را برای بهبود درك و فهم مسایل استفاده كرده است. هنوز ، ابزارهای تحلیلی شناخته شده بوسیله وی (همانند ایجاد یك هیستوگرام) كمك خوبی در هنگام برخورد با تعداد زیادی از داده هایی است كه باید تجزیه و تحلیل شوند و یا هنگامیكه محاسبه آماری مورد نیاز مشكل است .اما در بسیاری موارد استفاده از ابزارهای كامپیوتری كمك بیشتری در حل مشكلات به ما خواهند نمود.

چگونه یك فعالیت مناسب برای بهینه كاوی را تشخیص دهیم ؟

در تمامی فعالیتهای بهبود و اصلاح ، بهتر است كه با یك مساله شناخته شده كه قابل تعریف و تعیین است ، شروع نماییم و یا با فعالیتی كه بهبود در آن حداكثر بهره و فایده را خواهد داشت (همواره قانون 20/80 را در نظر داشته باشید). هیچ كس نمی تواند واقعاً ، یك هدف غیر ملموس همانند " ما می خواهیم بهترین باشیم " را درك كند . شما قادر نخواهید بود با نگاه صرفاً داخلی متوجه احتیاجات مورد نیاز برای بهبود شوید. باید دید بازتری داشته و به دنبال فرصت بگردید ، همانند اینكه انتظارات فعلی مشتریان شما چیست؟ و یا اینكه رقبای شما چه كار می كنند؟ . زمانیكه فعالیت مورد نظر شما مشخص شد تا حد ممكن برای تعریف و تشخیص آن زمان صرف كنید ، زیرا این امر یافتن اختلافات را آسانتر كرده و به این ترتیب شما را سوی بهبود بیشتر رهنمون می نماید.

چگونه یك رقیب بهینه كاوی مناسب را تعیین كنیم؟

رقبای نزدیك . احتمالاً مشكلترین كار بدست آوردن اطلاعات واقعی و حقیقی از رقبا است كه به شما اجازه بررسی بدهد. در شركت های بزرگ ، با بهینه كاوی فعالت های مشابه در بخش های دیگر شروع كنید. شركت های كلاس جهانی عموماً به آسانی قابل تشخیص هستند و مایل به تقسیم اطلاعات با شركت های غیر رقیب می باشند. مؤسساتی همانند EFQM و ASQ و دیگر مؤسسات بین المللی معمولاً می توانند شما را در مسیر صحیح هدایت كنند . به این منظور از متخصصین مشاور در امر بهینه كاوی نیز  می توانید استفاده كنید .

تا جاییكه می توانید در مورد شركت مورد نظر از منابع مختلف دیگر اطلاعات كسب كنید ، همانند مشتریان ، تامین كنندگان ، اطلاعات منتشر شده ،متخصصین و مؤسسات تجاری و غیرو ، در این صورت ، حالا با تماس مستقیم با آن رقیب و با در اختیار داشتن این اطلاعات می توانید حداكثر بهره را ببرید.

چگونه آنها را به گفتن همه چیز تشویق كنیم؟

هرگز سوال نكنید . چیزی كه شما دنبال آن هستید ، اختلاف بین شما و دیگری در طرز برخورد با یك مساله معین است . طوری مسایل را مطرح كنید كه یك تبادل اطلاعات حرفه ای به نظر برسد و امكان یك نفع دو سويه وجود داشته باشد ، در این صورت انتظار یك تبادل نظر آزاد ایده ها ، محتمل تر است .

برخی راهنمایی های كلی :

·    همیشه مسایل مورد نظرتان را كاملاً واضح و صادقانه مطرح كنید و بررسی كنید كه رقیب آیا واقعاً می تواند كمكتان كند.

·    ایجاد یك جو تبادل نظر دوطرفه ، امكان به دست آوردن اطلاعات بیشتری در مورد مسایل مد نظرتان ، فراهم خواهد كرد .

·   به خاطر داشته باشید كه هرگز در مورد اطلاعات حساس تجاری و محرمانه و اینگونه مسایل سوال نكنید .

چگونه اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می كنیم؟

1- تهیه یك پرسش نامه : یك پرسش نامه ، حاوی تمام اطلاعاتی مد نظرتان ، تنظیم كنید . به یاد داشته باشید كه سوالات را به گونه ای مطرح نمایید كه حداكثر اطلاعات مورد نیاز را به دست آورید . سوالات را با این كلمات شروع كنید : چگونه؟ كجا؟ چه موقع؟ چه كسی؟ چه؟ . جواب ها دارای درجه و میزان باشند همانند : خیلی مهم ، مهم و یا غیر مهم . پرسش نامه را با یك تیم مرور كنید و آنرا برای بهبود تغییر دهید .

2- پرسش نامه را تكمیل كنید : برای مؤسسه شما این یك آزمایش خوب در مورد سوالات است و این اطمینان را ایجاد می كند كه در مورد تقاضاهای مشابه از سوی رقیب ، پاسخ مناسب خواهید داشت .

3- دلیل هر سوال را بنویسید : این عمل مشخص می كند كه آیا تمامی سوالات واقعاً مورد نیاز هستند یا خیر و نیز شما را در جواب دادن به این سوال توسط رقیب كه " چرا می خواهید آنرا بدانید " كمك خواهد كرد .

4-  با رقیب مورد بهینه كاوی درباره  موضوعات مورد بحث صحبت كنید : ملاقاتی را ترتیب دهید ، ابتدا سوالات اصلی را مطرح كنید . بررسی كنید كه آیا این موارد قبلاً هدف بوده است (ممكن است اطلاعاتی هم اكنون فراهم باشد).

چگونه یك ملاقات بایست انجام شود؟

كاملاً آماده باشید. تمامی مطالب قبلی را در مورد شركت رقیب و شركت خودتان با استفاده از یك تیم كوچك بررسی كنید و به طور واضح منظور و اهداف را تعیین نمایید. سوالات را به خاطر بسپارید. از نكته برداری زیاد خودداری كنید. نكات كلیدی را حفظ كرده و دور از چشم آنها، یادداشت كنید. اطلاعات مورد نیاز آنها را در اختیارشان قرار دهید ، این كار یك معامله متقابل است. از آنها قدردانی و تشكركنید. به آنها پیشنهاد يك ملاقات متقابل بدهید. در كوتاهترین زمان ممكن خلاصه ملاقاتتان را بنویسید.

با اطلاعات به دست آمده چه كار كنیم؟

از آنها برای مقایسه تشابهات و اختلافات ، به منظور مشخص نمودن واضح موقعیت های بهبود استفاده می كنیم. این مطالب را در اختیار تمامی بخش هایی كه در سازمان شما ذینفع هستند قرار دهید و فعالیت بهبود را شروع كنید. بهبود و اصلاح را كنترل كنید و دوباره و دوباره بهینه كاوی را انجام دهید. این اطلاعات به سرعت از حالت به روز خارج می شوند و باید بدانید كه بهبود یك فرآیند پیوسته و متوالی است.

برخی نكات كلیدی :

·         بهینه كاوی به تنهایی به شما نخواهد گفت كه مشتریان واقعاً چه می خواهند.

·         اگر محصول یا سرویس شما منسوخ است ، هر مقدار بهبود تاثیری در قابلیت رقابت آن نخواهد داشت.

·         بهینه كاوی تنها در صورتی مفید است كه، فعالیت های بهبودی انجام و تكمیل شوند.

·    همیشه در جستجوی این باشید كه " چگونه" یك شركت كارآیی خود را بهبود داده است. این موضوع معمولاً توسط مردم تعیین می شود. مدیریت اكثراً به شما در مورد اینكه چه میزان بهبود ایجاد شده می گویند و نه ضرورتاً اینكه " چگونه ".

·         همیشه موارد مد نظرتان را مشخص كنید و بر روی آنها متمركز بمانید.

·         پرسش نامه دقیقی را تهیه كنید كه هیچ یك از نكات و جزئیات كلیدی در آن جا نیافتاده باشد.

·         طوری خود را آماده كنید كه به رقیب ، اطلاعاتی بیشتر از آنچه كه می گیرید ، بدهید.

·         به یاد داشته باشید كه بهبود و اصلاح فرآیندی پیوسته است و بهینه كاوی به سرعت از حالت به روز خارج میشود .

·    همیشه صادقانه و حرفه ای عمل كنید تا برای ملاقات بعدی پذیرفته شوید و اطلاعات بیشتری را بتوانید در آینده بدست آورید.

تاكنون به اینكه چگونه بهینه كاوی كنیم پرداختیم حال به این می پردازیم كه چه چیزی را بهینه كاوی كنیم.

 

چه چیزی را بهینه كاوی كنیم؟

همواره به یاد داشته باشید كه بهینه كاوی را نباید محدود به یك بخش كوچك از شركت نمود بلكه تمامی بخشها باید در آن دخیل باشند. یك اشتباه بزرگ دیگر كه در اكثر مؤسسات وجود دارد نبود تمركز بر روی این است كه چه چیزی باید اول از همه مورد بهینه كاوی قرار گیرد .

انتخاب نوع رقیب مورد بهینه كاوی

پس از تعیین نوع بهینه كاوی فرآیند ، محصول و یا استراتژیك باید در مورد رقیب مورد بهینه كاوی تصمیم گیری نماییم.

·    بهینه كاوی داخلی : مقایسه كارآیی در واحدها و بخش های یك سازمان ، این مقایسه می تواند شامل محصولات شبیه و سرویس های واحدهای شبیه به هم نیز باشد.

·    بهینه كاوی رقابتی : مقایسه كارآیی ، رقيب محصول مستقیم. در این حالت ، مقایسه می تواند در فرآيندهای محصولات و سرویس ها انجام شود. مهندسی معكوس برای بهینه كاوی محصول عبارت مناسبتری است.

·    بهینه كاوی عملكردی : مقایسه عملكرد مشخص با بهترین شیوخ و رویكرد. این امر یك كاربرد از بهینه كاوی فرآیند است كه عملكرد یك فرآیند معین را با چند سازمان دیگر در همان صنعت مقایسه می كند .

·    بهینه كاوی كلی : جستجو برای بهترین شیوه صرف نظر از نوع صنعت . این نوع بهینه كاوی شبیه بهینه كاوی عملكردی است لیكن بدون توجه به نوع صنعت ؛ كه دنبال بهترین در آن كلاس می باشد.

 

 

 

 

مراحل طبقه بندی شده بهینه كاوی

انجام این مراحل ، به شما اطمینان می دهد كه از تمامی منابع به خوبی استفاده كرده اید و موردی را نادیده نگرفته اید.

1-   آنالیز بازار و محصول : اطلاعاتی در مورد خواص محصول ، بازار ، مشتری هدف ، اولویت های رقابتی ، استراتژی مالی و تولیدی و موارد كلی دیگری در مورد بهبود ، جمع آوری كنید . این اطلاعات به شما در فهم اینكه چه فعالیت ها و مواردی در رقابت مهم تر و اساسی تر هستند كمك خواهد نمود.

2-   ابعاد بحرانی: اطلاعاتی در مورد انتظارات مشتری و كیفیت مشاهده شده برای مقوله های مختلف محصولات / مشتری جمع آوری كنید و به الزامات و موارد مورد توجهی كه برای مشتری ها مهمترین هستند ، امتیازدهی كنید. همچنین اطلاعاتی در مورد عملكردهایی از رقیب كه توجه انتظارات مشتری را به خود جلب كرده جمع آوری كنید. این امر به شما در تشخیص ابعادی كه در بهبود ، بیشترین نیاز به آنها وجود دارد ، كمك خواهند نمود.

3-   فرآیندهای بحرانی :‌تمامی فرآیندها و فعالیتهایی كه در زنجیره ارزش افزوده نقش دارند را مشخص كرده و ارتباط آنها با ابعادی را بیشترین نیاز به آنها در بهبود وجود دارد ، مشخص كنید. ایجاد یك ماتریس ارتباط فرآیندها با ابعاد ممكن است مفید باشد. این امر به شما در تعیین اولویت ها كمك خواهد نمود.

4-   ارزیابی انجام و عملكرد : یك ارزیابی كمی و كیفی برای عملكرد فرآیندها و فعالیت های بحرانی انجام دهید. تشخیص شرایط فعلی یك ضرورت اساسی برای فهمیدن این است كه چه حوزه ها و فعالیت هایی ضعیف تر هستند و باید مورد بررسی قرار گیرند.

5-   اولویت های بهبود : پس از انجام آنالیز های گفته شده در بخش های قبلی ، ابعاد و فعالیت هایی كه بیشتر از همه مورد نیاز برای بهبود هستند ، مشخص  می شوند. به این ترتیب ، پروژه بهینه كاوی می تواند برای این موارد شروع شود تا به این ترتیب كاربرد بهینه كاوی مناسب باشد.

 

 

نتیجه گيری

بهینه كاوی به نوعی الگو گزینی و یافتن یك نوع نمونه موفق است . اما به یاد داشته باشید ، بهترین نمونه همیشه برابر با بهترین راهكار نیست. بهترین نمونه بهینه كاوی درست است كه به عنوان یكی از مهمترین ابزار ها برای بهبود بخشیدن كارآیی عملكردی مد نظر است ، لیكن می تواند همانند یك شمشیر دو لبه باشد . مدیران همواره می بایست در برابر تغییرات ایجاد شده و تصمیم گیری های اساسی مراقب باشند.

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

1-      "What to Benchmark?  : a Systematic approach and cases " , Luiz C.R.Carpinetti , Benchmarking International Journal, Volume9 Number3, 2002

2-      "European Quality Magazine : TQM, EFQM, Six Sigma" by Mambo, 13 Sep 2005

3-      Intro to Quality Improvement I & II ;  http://www.vanderbilt.edu/Engineering/CIS/Sloan/web/es130/quality/

4-      "Best Practice Doesn't Equal to Best Strategy ", McKinsey & Co ,  24 Feb 2004

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 21:43  توسط عباد قوامی  | 

دنیای مجازی من

با سلام به همه شما

در اینجا قصد دارم تا مطالبی آموزنده برای مهندسین علاقه مند به مباحث کنترل کیفیت در صنعت خودرویی کشور بگذارم .

امیدوارم که مفید واقع شود .

در ضمن مطالبی کاربدی در مورد مکاترونیک رباتیک و الکترونیک نیز ارایه خواهم نمود.

به علاوه نرم افزارهای مهندسی مورد استفاده در مهندسی مکانیک.

دوستان برای دیدن سایت بنده می توانند به آدرس زیر بروند:

مکاترونیک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 21:16  توسط عباد قوامی  |